کرا کله
مترادفها
جمجمه، کله، سر
لغت نامه دهخدا
کراکله. [ ک َ ک ِ ل َ ] ( اِخ ) مراد از آن مردمی هستند در طبرستان که غارت کنند بر وجه خفیه در عقب درختان و احجار و گودالها. بعضی گفته اند اصل آن کرکیل است یعنی شریر و مفسد طبرستان و بعضی گفته اند کرکیل معرب گول گیر است، یعنی غافل گیر. ( از حاشیه ترجمه یمینی ص 295 ): و لشکر عقب او پیاپی می رفت تا به حدود جرجان افتاد و خود را در میان مخارم و آجام آن نواحی انداخت و کراکله ولایت دست به قتل و نهب آوردند. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 295 ).
جمله سازی با کرا کله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کرا امروز دست و پای بر جای، که فردا هر یک افتد در دگر جای؟
💡 کرا بداد هنر عیب نیز داد خدای مگر ترا که تو بی عیب و سر بسر هنری
💡 اکنون ز وصالش و فراقش فردیم کو عشق و چه معشوق کرا پروردیم؟
💡 دل افروخته را آفت افسردن نیست هر کرا زنده به عشق است غم مردن نیست
💡 کرا داری تو از ما بیشتر دوست اگر با ما بگوئی حال نیکوست