چوب جارو

لغت نامه دهخدا

چوب جارو. [ ب ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) چوب راستی که بدسته جارو بندند و آن را در دست گیرند و جارو کشند.
چوب جارو. ( اِ مرکب ) هر یک از ساقه های گیاه جارو که برای روفتن بهم دسته کنند.

فرهنگ فارسی

چوب راستی که بدست. جارو بندند و آنرا در دست گیرند و جارو کشند ٠

جمله سازی با چوب جارو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در حـالات عـلى (عـليـه السـلام ) نـيـز مـى خـوانـيـم كـه او بـراى خـانه آب مى آورد و گاهمنزل را جارو مى كرد.

💡 فروتنى امام على (ع )  امام صادق (عليه السلام ) فرمود: امير مؤمنان (عليه السلام ) هيزم جمع مى كرد و آب ازچاه مى كشيد و جارو مى زد، و فاطمه عليهماالسلام آرد و خمير مى ساخت و نان مى پخت.

💡 همچنين امر فرمود: زير درختان خارى را كه در آنجا بود، پاك و جارو كنند و كسى آنجامنزل اختيار نكند.

💡 امام صادق (عليه السلام ) فرمود: امير مؤمنان (عليه السلام ) هيزم جمع مى كرد و آب ازچاه مى كشيد و جارو مى زد، و فاطمه عليهماالسلام آرد و خمير مى ساخت و نان مى پخت.

💡 در تهویه‌کننده‌های هوا به‌عنوان گیرنده، در لوله جارو برقی، رشته‌های لامپ و فلزات خاص دیگر استفاده می‌شود.

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز