پشنگ زدن

لغت نامه دهخدا

پشنگ زدن. [ پ َ ش َ / پ ِ ش ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) کمی آب پاشیدن با دست. گل نم زدن.

فرهنگ معین

( ~. زَ دَ ) (مص ل. ) ترشح، با دست آب پاشیدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) کمی آب پاشیدن با دست گل نم زدن.

ویکی واژه

ترشح، با دست آب پاشیدن.

جمله سازی با پشنگ زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو بشنید سالار ترکان پشنگ چنان خواست کاید به ایران به جنگ

💡 وگر پشنگ در این روزگار زنده شود چو پشه‌ای بود اندر برابر تو پشنگ

💡 کی‌قباد در زمان پادشاهی‌اش، پس از چندین سال از جنگ‌های ایران و توران، با پشنگ شاه توران صلح می‌کند و پایتخت خود را از تمیشه در تبرستان (که پایتخت پیشدادیان بود)، به استخر در پارس تغییر می‌دهد و آنجا را پایتخت خود می‌خواند.

💡 نه تور و پشنگ و نه افراسیاب ندیدند این روز هرگز به خواب

💡 حمیدرضا پشنگ (زادهٔ ۱۳۴۵ در زاهدان)سیاستمدار اعتدالگرا و نماینده حوزهٔ انتخابیهٔ خاش،کارواندر، میرجاوه، نصرت‌آباد، نوک‌آباد، کورین در دورهٔ نهم مجلس شورای اسلامی است.

💡 ز تور و پشنگ ار دراید به مهر چو تو پهلوان نیز نارد سپهر

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز