فرهنگستان زبان و ادب
{partial assimilation} [زبان شناسی] همگون شدن برخی از مشخصه های یک واحد آوایی با مشخصه یا مشخصه های واحد آوایی دیگر متـ. همگونی ناقص incomplete assimilation
{partial assimilation} [زبان شناسی] همگون شدن برخی از مشخصه های یک واحد آوایی با مشخصه یا مشخصه های واحد آوایی دیگر متـ. همگونی ناقص incomplete assimilation
همگون شدن برخی از مشخصههای یک واحد آوایی با مشخصه یا مشخصههای واحد آوایی دیگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اغتشاش در طراحی نمای ساختمانها از انقلاب صنعتی و بیشتر از اواسط قرن نوزدهم شروع گردید. تنوع زیاد در مصالح و همزمانی سبکهای مختلف جدید در کنار ساخت و سازهای عرف، باعث گردید تا عناصر نا همگونی در فضاهای شهری ایجاد شود. انقلاب صنعتی و رشد سرمایهداری در اروپا فئودالیسم را از میان برد ولی نه از برادری خبری شد و نه از برابری.
💡 همگونی و تجانس بین شقهای برتر در این مثالها، بیانگر گرایشی تاریخی در اندیشه غربی از فلسفه باستان تاکنون میباشد که مکتب فلسفی ساختارشکنی یا دیکانستراکشن نقدهای جدی بر آن وارد کردهاست.
💡 چنین رشد و پیشرفتی همواره در تعامل و همگونی با زندگی ساکنین بودهاست. این شهر میراث فرهنگی گذشته و حال خود را که دوستداران فراوان دارد، پاس میدارد.
💡 و- وجود مشابهت لهجهای و همگونی ضربالمثلها و داستانها بین شاهسونهای بغدادی و طوایفی از ترکهای کرکوک که ساکن "تل عفر"، "آلتین کوپرو"، "تیسین"، "بشیر"ریا، "تازه خرماتو"،" توزخرماتو"، "امام زین العابدین"، "قاراتپه"، و "بیات لار" هستند. (۲۲)