لغت نامه دهخدا
نیک لقا. [ ل َ ] ( ص مرکب ) نیک روی. نیکودیدار. نیکولقا. خوش صورت. نیک محضر.
نیک لقا. [ ل َ ] ( ص مرکب ) نیک روی. نیکودیدار. نیکولقا. خوش صورت. نیک محضر.
نیکروی. نیکو دیدار. نیکو لقا. خوش صورت. نیک محضر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چندانکه بد و نیک جهان می بینم نیکست که نیکست دگرها هیچست
💡 «رها کردن» تکآهنگی از هنرمند اهل جامائیکا شان کینگستون، نیکی میناژ است که در سال ۲۰۱۰ میلادی منتشر شد.
💡 همه نیکی کنید امروز اینجا که تا باشید کل پیروز فردا
💡 خنک صبا که ز زلفش، خلاص یافت نفسی صبا فدای تو بادم، برو که نیک بجستی