نیک خدمتی

لغت نامه دهخدا

نیک خدمتی. [ خ ِ م َ] ( حامص مرکب ) خوب خدمت مخدوم کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). خوش خدمتی. شیرین فرمانی. فرمان برداری. نیک خدمت بودن: هرکه از خدمتکاران خدمتی شایسته بواجب بکردی در حال او را نواخت و انعام فرمودندی... تا دیگران بر نیک خدمتی حریص تر گشتندی. ( نوروزنامه ).

فرهنگ فارسی

خوب خدمت مخدوم کردن ٠

جمله سازی با نیک خدمتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همچو سروی بر پای خاست و بخرامید و پیش مأمون باز آمد و خدمتی نیکو بکرد و عذری گرم بخواست و دست مأمون بگرفت و بیاورد و در صدر بنشاند و پیش او به خدمت بایستاد.

💡 به رسم خدمتی اندر پی جنیبت تو فکنده دهر ز روز اطلس و ز شب اکسون

💡 همچنین در اکتبر ۲۰۰۴ خدمتی با نام گوگل بوکز ارائه داد که با به‌کارگیری آن، کاربر قادر بود تا واژه یا متنی درون کتاب‌های موجود در پایگاه دادهٔ گوگل جستجو کند و بخش محدودی از نتایج جستجو در کتاب مورد نظر را ببینید.

💡 گفت برگو خدمتی شایسته از طبع سلیم تا برای تهنیت‌خوانی به هنگام سلام

💡 تهیهٔ کشف الابیات برای شاهنامه نیز چنان‌که اشارت رفت خدمتی است که تقدیم به آستان آن که گفت: جهان کرده‌ام از سخن چون بهشت کرده‌ام.

💡 داوطلبان در زمان استخدام، به سازمان یا وزارتخانه ای نباید هیچ گونه تعهد خدمتی داشته باشد.

اندوختن یعنی چه؟
اندوختن یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز