[ویکی فقه] ثبوت حکم منطوق برای مفهوم موافق به دلیل اتحاد علّت حکم در هر دو را مفهوم مساوات گویند. مفهوم مساوات، از اقسام مفهوم موافق بوده و در جایی است که مفهوم موافقت، از منطوق یک کلام به سبب اتحاد علت حکم ثابت بر موضوع آن ها، به دست آید؛یعنی وقتی یقین وجود دارد که علت حکم ثابت بر موضوع در جمله منطوق، همان علت حکم ثابت بر موضوع در مفهوم موافق است، حکم منطوق به مفهوم سرایت داده می شود، و به مفهوم موافقی که از این راه به دست می آید، مفهوم موافق مساوات می گویند؛به خلاف جایی که مفهوم موافق به سبب اولویت نه اتحاد در مناط حکم به دست می آید. ← مثال در جایی که علت منصوص باشد مفهوم مساوات حجت است، اما آن جا که علت حکم مستنبط باشد، در حکم قیاس اصولی است و نزد علمای شیعه حجیت ندارد.
جمله سازی با مفهوم مساوات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او گفت به علت اينكه على عليه السلام عادل و طرفدار مساوات بود و تو بى جهت با اوجنگيدى، على عليه السلام را دوست مى دارم چون فقرا را دوست مى داشت و تو را دشمن مىدارم براى اينكه بنا حق خونريزى كردى و اختلاف ميان مسلمان افكندى و در قضاوت ظلممى كنى و مطابق هواى نفس رفتار مى كنى.!!
💡 از نكات قابل توجهى كه در ميان فرزندان وجود دارد رعايت مساوات و عدالت در رفتار باآنان مى باشد. اين مسئله در مورد نيازهاى معنوى و عاطفى فرزندان بيشتر جلوه گر است،والدين شايسته است در ابراز محبت در ظاهر مساوات را رعايت كنند، گر چه در باطن بنابه علت هاى مختلف يكى از فرزندان را بيشتر از ديگرى دوست داشته باشند. امام باقرعليه السلام مى فرمايد:
💡 9- مساوات طلبى: حس مساوات طلبى و قيام به قسط از جمله آرمان هاى اين قيام به شمار مى رفت رهبران سربداران، خود را جدا از مردم نمى دانستند و خود به راحتى در بين مردم زندگى مى كردند. در منابع، مطلبى كه حاكى از ظلم و ستم رهبران به مردم باشد ديده نمى شود در اين قيام همه چيز براى مردم و به خاطر مردم انجام مى گرفت.
💡 بعضى گفته اند: مراد از ميزان، عدالت است، و معناى جمله اين است كه: خداوند عدالت رادر بـين شما برقرار كرد تا مساوات را ميان اشياء برقرار سازيد، و هر چيزى را در جاىخودش بكار بسته، حق هر چيزى را به آن بدهيد.
💡 و جمله (فان اللّه يضل من يشاء و يهدى من يشاء) انكار مساوات سابق راتعليل مى كند، مى فرمايد: كافرى كه وضعش چنين است، و مؤ منى كه بر خلاف اوست،مساوى نيستند، براى اينكه خدا يكى از آن دو را به مشيت خود گمراه كرده، و آن كافر است، كه به خاطر همين گمراهى، بد را خوب مى بيند، و ديگرى را به مشيت خود هدايتفرموده و آن مؤ من است كه عمل صالح را دوست مى دارد و انجام مى دهد، وعمل زشت را زشت مى داند.