سبعه ٔ الوان

لغت نامه دهخدا

سبعه الوان. [ س َ ع َ / ع ِ ی ِ اَل ْ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) هفت رنگ مشهوره و آن سیاه و سپید و سرخ و سبز وزرد و کبود و گل گز که در این زمانه عباسی گویند. ( غیاث ) ( آنندراج ). || طعامهای هفت رنگ و آن از سنتهای فرعون است. ( غیاث ) ( آنندراج ):
چند از نعیم سبعه الوان چو کافران
کار جحیم سبعه ز امعاء برآورم.خاقانی.|| کنایه از هفت آسمان. || کنایه از هفت طبقه زمین است. ( آنندراج ). رجوع به سبع الوان شود.

فرهنگ فارسی

هفت رنگ مشهور و آن سیاه و سپید و سرخ و سبز و زرد و کبود و گلکزکه که در این زمانه عباسی گویند

جمله سازی با سبعه ٔ الوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون نریزدگوهر دندان خلق خون نعمتهای الوان ریختند

💡 هزاران رنگ گوناگون الوان ز خاک مرده پیدا میکند جان

💡 نعمت الوان دنیا مایه دردسرست خون فاسد در بدن آهن ربای نشترست

💡 علی الجمله بر خاک این آستان است ز نظم آستین پر گهرهای الوان

💡 ستام زر و مرصع به گوهر الوان که چرخ پیر نداند همیش کرد بها

دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز