سایه خفت نخل ح
لغت نامه دهخدا
سایه خفت نخل حیات. [ ی َ / ی ِ خ ُ ت ِ ن َ ل ِ ح َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از مهتر زکریا که از دست قوم گریخته به اغوای شیطان در تنه درخت پنهان شده بود و از نشان دادن آن علیه ما علیه در آن درخت، درخت را با آن علیه السلام دوپاره ساختند. ( از بهار عجم ):
بهوشمندی آن سایه خفت نخل حیات
که دیده باز کند در کشاکش منشار.عرفی ( از بهار عجم ).
جمله سازی با سایه خفت نخل ح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از بلندی کم نگردد فیض من چون آفتاب بیش گردد سایه ام چندان که بالاتر شوم
💡 لوای عفو تو گر سایه بفکند چه کند در آفتاب عقوبت گناهن نامه سیاه
💡 فروغ روی تو تیزست، زلف بر لب نوش ز آفتاب نهد آن شراب در سایه
💡 قامت موزون او سروی زباغ «فاستقم» تا ابد نشو و نما در سایه اش طوبی کند
💡 بگرد بید بی بر چند گردی غرض سایه است هم سروسهی به