سایه پرورده

لغت نامه دهخدا

سایه پرورده. [ ی َ / ی ِ پ َرْ وَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) نازپرورده. رنج نادیده. براحت زیسته. آنکه زندگی آسوده و آرام و راحت و بی دغدغه داشته باشد:
او چو خاشاک سایه پرورده
سیلش از کوه پیش در کرده.نظامی ( هفت پیکر ص 244 ).سایه پرورده را چه طاقت آن
که رود با مبارزان بقتال.سعدی ( گلستان ).مسلم بود و سایه پرورده. ( گلستان ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آنکه یا آنچه در سایه پرورش یافته. ۲ - میوه ای که آنرا در سایه خشک کرده باشند. ۳ - شخص آسوده راحت طلب. ۴ - مفت خور.

جمله سازی با سایه پرورده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سایه پرورده را چه طاقت آن که رود با مبارزان به قتال

💡 زیردست التفات چتر شاهی نیستم موی سر در سایه پرورده است مجنون مرا

💡 او چو خاشاک سایه پرورده سیلش از کوه پیش در کرده

💡 صبح گردن فراز در میدان سایه پرورده لوای من است

محترقه یعنی چه؟
محترقه یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز