غش غش خندیدن
مترادفها
قهقهه زدن، از خنده روده بر شدن
لغت نامه دهخدا
غش غش خندیدن. [غ َ غ َ خ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) خندیدن به حد بیتابی.
فرهنگ فارسی
خندیدن بحد بیتابی
جمله سازی با غش غش خندیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و سیروس آموزگار پاسخ میدهد: «بله، درست است. من خودم آنروز حضور داشتم. یکبار دیگر نیز در همین فرانسه، یک روز دکتر محمدعلی امیرمعزی را که به یقین یکی از نامداران ایرانی معاصر است، دیدم و به وی گفتم که در ایران کتاب خداوند الموت ذبیحالله منصوری را که ترجمه از یک نویسندهٔ فرانسوی بنام پل آمر است خواندهام و خیلی خوشم آمدهاست و میخواهم اصل کتاب را به فرانسه بخوانم. دکتر معزی غش غش خندید و گفت آن کتاب در واقع مقالهای بیش نیست و ملحقات خود منصوری آن را به صورت آن کتاب قطور درآوردهاست.»