لغت نامه دهخدا
هرهر خندیدن. [ هَِ هَِ خ َ دَ] ( مص مرکب ) پیوسته خندیدن. خنده ممتد و بیهوده کردن. بیهوده خندیدن. رجوع به هرهر و هرهر کردن شود.
هرهر خندیدن. [ هَِ هَِ خ َ دَ] ( مص مرکب ) پیوسته خندیدن. خنده ممتد و بیهوده کردن. بیهوده خندیدن. رجوع به هرهر و هرهر کردن شود.
پیوسته خندیدن خنده ممتد و بیهوده کردن بیهوده خندیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه کند سختی ایام به ما بی خبران؟ کار کبک است به هر کوه و کمر خندیدن
💡 زان سر تیر یکی غنچه، یکی خندان است تا بدانی که نباشد ز دو سر خندیدن
💡 چه باشد خار گریان رو که چون سور بهار آید نگیرد رنگ و بوی خوش نگیرد خوی خندیدن
💡 در چمن خندیدن گل نوحه برخود کردن است غنچهای را وقت خوش کز دود گلخن بشکفد
💡 گر نه در دل داشتی کز رشک گریم زار زار پیش من رخ در رخ اغیار خندیدن چه بود؟
💡 به روز حشر که کار همه گریستن است «محیط» راست به مهرش شعار خندیدن