لغت نامه دهخدا
روغن زبانی. [ رَ / رُو غ َ زَ ] ( حامص مرکب ) صفت و عمل روغن زبان. نرم گفتاری و چاپلوسی. ( ناظم الاطباء ). چرب زبانی:
نیوشنده از گرمی شاه روم
به روغن زبانی برافروخت موم.نظامی.و رجوع به چرب زبانی شود. || نوازش. ( ناظم الاطباء ).
روغن زبانی. [ رَ / رُو غ َ زَ ] ( حامص مرکب ) صفت و عمل روغن زبان. نرم گفتاری و چاپلوسی. ( ناظم الاطباء ). چرب زبانی:
نیوشنده از گرمی شاه روم
به روغن زبانی برافروخت موم.نظامی.و رجوع به چرب زبانی شود. || نوازش. ( ناظم الاطباء ).
صفت و عمل روغن زبان. نرم گفتاری و چاپلوسی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کو زبانی که چو آیی، به تو گویم که ز بزم شب کجا رفتی و اکنون ز کجا می آیی
💡 آن چنان یاری که پیش جان نمی آید به هیچ دلپذیری دلبری شیرین زبانی بس ندیم
💡 زبان ایزی زبانیاست از خانوادهٔ زبانهای ایگبو که در ایالت ابونیی کشور نیجریه گویشورانی دارد. این زبان با زبانهای ایکوو، ازا و امگبو یک زنجیرهٔ گویشی نزدیک را تشکیل میدهد.
💡 دلیل اصلی طراحی ماجولا-۳ این بود که زبانی طراحی شود که عمدهٔ ویژگیهای زبانهای امری را در فرم سادهای دربرداشته باشد؛ بنابراین ویژگیهای مشخص خطرناک و پیچیده مانند وراثت چندگانه و بارگذاری بر روی اپراتور حذف شدند.
💡 زبان کریک یا ماسکوگی زبانی است که سرخپوستان کریک در ایالات متحده آمریکا بهویژه در فلوریدا و اکلاهما بدان سخن میرانند.
💡 یا رب به غیر این زبان جان را زبانی ده روان در قطع و وصل وحدتت تا بسکلد زنار من