ذوثلاثه الوان

لغت نامه دهخدا

( ذوثلاثة الوان ) ذوثلاثة الوان. [ ث َ ث َ ت َ اَ ] ( ع اِ مرکب ) طریفلن. ( داود ضریر انطاکی ). و ابن البیطار گوید: یقال علی الثبات المسمی بالیونانیة طریفیلیون و زعم ابن واقد انه الثربد ولیس به. ( ابن البیطار ). رجوع به ذوثلاث الوان شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - شبدر ۲ - حومانه
طریفلن.

جمله سازی با ذوثلاثه الوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جود پایندهٔ تو خانهٔ احباب ترا همچو فردوس پر از نعمت الوان کرده

💡 مثلا ((فرگوسن )) با يك كارد كوچك يك ساعت چوبى درست كرد. ((نيوتن )) به وسيلهيك ذره بين و يك قطعه كاغذ، نور را تجزبه كرد و بهاصول الوان رسيد.

💡 نظر به نعمت الوان روزگارم نیست چو شمع، توشه من جسم ناتوان من است

💡 مرد معنی شو نه مرد صورت ایرا در نهاد دارد از الوان سیاهی مشک و سبزی گندنا

💡 در یک سمت تکیه ایوان وسیعی دیده می‌شد که رواق آن با نقش‌های کاشی الوان و آجر زینت یافته بود. این ایوان وسیع جایگاه مخصوص مقام سلطنت بود.

💡 ز صنع نشو و نما آب و خاک الوان شد جماد و نامیه خود را به کار می‌بندد

ددمنشانه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز