دهلیز لبی
فرهنگستان زبان و ادب
{labial vestibule} [پزشکی-دندان پزشکی] بخشی از دهلیز دهان که بین لب و سطح لبی دندان ها یا برآمدگی آرَکی باقی مانده قرار دارد
ویکی واژه
بخشی از دهلیز دهان که بین لب و سطح لبی دندانها یا برآمدگی آرَکی باقیمانده قرار دارد.
جمله سازی با دهلیز لبی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یگانه کتیبه تاریخ دار بنا سنگ نبشتهای است در دهلیز مسجد، حاوی فرمانی از شاه سلطان حسین صفوی، مورخ به ۱۱۰۶ (ستوده، ۱۳۶۶).
💡 دوفتیلید برای حفظ ریتم سینوسی در افرادی که مستعد بروز فیبریلاسیون دهلیزی و آریتمیهای فلاتر هستند، و برای ریتم قلبی به ریتم سینوسی ناشی از فیبریلاسیون دهلیزی و فلاتر استفاده میشود.
💡 خلوت خاص تو کردم دل و از من بپذیر دیده را نیز که دهلیز سرای تو کنم
💡 خانه خرابی گرفت ز آنک قنق زفت بود هیچ نگنجد فلک در در و دهلیز من
💡 دیواره بطن راست از دهلیز راست قطورتر میباشد. سرخرگ ریوی در بخش فوقانی بطن راست قرار دارد.
💡 درون آی از در و دهلیز طی کن تا عیان بینی ز بام و روزن اندر تافته خورشید احسانش