دست گرائی

لغت نامه دهخدا

دست گرائی. [ دَ گ َ ] ( حامص مرکب ) عمل دستگرای. || گرایندگی دست. || حالت و چگونگی دست گرای. گرائیدگی دست. تجربت: هرکه.. خواهد که دیگران را اگرچه از وی قویتر باشند دست گرائی کند هرآینه قوت او راهبر فضیحت و دلیل هلاک شود. ( کلیله و دمنه چ مینوی ص 204 ). و رجوع به دست گرای شود.

فرهنگ فارسی

عمل دستگرای. یا گرایندگی دست

جمله سازی با دست گرائی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حبیب‌الله کلکانی علیه امان‌الله خان که می‌خواست به بهانه فرهنگ مدرن و غرب گرائی را ترویج دهد و حبیب‌الله کلکانی پس از به قدرت رسیدن، قانون اساسی جعلی و قومی افغانستان را لغو کرد و خواستار اعمال قوانین شریعت اسلامی و اسلام میانه شد .

💡 در راهپیمائی ۱۹۶۴، مالکوم ایکس (ملک ال شباز)، نماینده ملی ملت مسلمان، رسماً از این سازمان جدا شد و آمادگی خود را برای همکاری با هر سازمان مدافع حقوق مدنی که حق دفاع از خود و فلسفه ملی گرائی سیاهان را می‌پذیرفت، اعلام داشت. (به گفته ملکوم: دیگر هیچ نیازی به جداسازی سیاهان نیست).

💡 چاپرا می‌گوید: «باید به لئونارد و استفان تبریک بگوییم چرا که بالاخره به سرنگونی خرافه‌ای به نام مادی گرائی کمک کردند. چرا که همه آنچه که ماده می‌نامیم از حوزه‌ای نامرئی می‌آید که فراتر از فضا و زمان است. همه تجربیات مذهبی بر پایه سه اصل هستند … و چیزی در این کتاب نیامده که این سه اصل را ردّ کند.»

💡 اصلم طل ترآمد چندانکه از ماهی وزنم زیادت آید چندانکه بر گرائی

دناریوس یعنی چه؟
دناریوس یعنی چه؟
داهیانه یعنی چه؟
داهیانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز