درنه باجی

لغت نامه دهخدا

درنه باجی. [ دَ ن َ ] ( اِ ) در فارسی باستان، نام ماهی در عهد هخامنشی مطابق ماه بابلی ابو، و ژویه و اوت فرنگی. ( از دائرةالمعارف فارسی ).

فرهنگ فارسی

در فارسی باستان نام ماهی در عهد هخامنشی مطابق ماه بابلی ابو و ژویه و اوت فرنگی

جمله سازی با درنه باجی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 العزیات (به عربی: العزیات) یک منطقهٔ مسکونی در لیبی است که در استان درنه واقع شده‌است.

💡 ۳۰: نیروهای بریتانیایی، درنه در شمال آفریقا را تصرف کردند.

💡 پر کن قدح می به کفم درنه زود تا باز خورم که بودنی‌ها همه بود

💡 تو پای به راه درنه وهیچ مپرس هم راه بگویدت که چون باید رفت

💡 مجرد شو ز خویش آنگه در این دریا قدم درنه که چون با خویشتن آئی نهنگ جان ستان بینی

💡 در آن یافته رند و زاهد پناه نه درویش محروم از آن درنه شاه

مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز