خواب گذاری
متضادها
بیدار کردن
لغت نامه دهخدا
خواب گذاری. [ خوا / خا گ ُ ] ( حامص مرکب ) عمل خواب گذاردن. ( یادداشت مؤلف ). || مُعَبِّری. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به خواب گزاری شود.
فرهنگ فارسی
عمل خواب گذاردن
جمله سازی با خواب گذاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تاجگذاری آنها در کلیسای وست مینستر انجام شد. تاجگذاری آنها یک از معروفترین تاج گذاریها در فستیوال امپراتوری بود.
💡 این غزل میخوان و در وی اوحدی را یاد میکن گر بود فصل بهارت در گلستانها گذاری
💡 رمز گذاری ایمیل به معنی رمزگذاری کردن پیامهای ایمیل است تا از خوانده شدن آنها توسط افرادی به جز گیرندهها جلوگیری شود.
💡 در سال ۱۹۸۹، دانشگاه دولتی تفلیس به افتخار بنیانگذار آن به نام «ایوانه جاواخیشویلی» نام گذاری شد.
💡 به خود گفتم ای مرد ناهوشمند گذاری غمین خاطر دوست چند
💡 تا گذاری پای دولت در رکاب از بهر فال خنگ گردون هر مه نو میرود در زیر زین