لغت نامه دهخدا
انبردوان. [ اَم ْ ب َ دُ ] ( اِخ ) از دههای بخاراست. ( از مراصدالاطلاع ) ( از انساب سمعانی ) ( از معجم البلدان ). و منسوب بدان انبردوانی است. ( از انساب سمعانی ).
انبردوان. [ اَم ْ ب َ دُ ] ( اِخ ) از دههای بخاراست. ( از مراصدالاطلاع ) ( از انساب سمعانی ) ( از معجم البلدان ). و منسوب بدان انبردوانی است. ( از انساب سمعانی ).
از دههای بخاراست ٠ و منسوب بدان انبر دوانی است ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در نهایت با حمله نیروهای ارتش ششم ورماخت به سمت جنوب، دو انبر ضد حمله ورماخت روز ۲۳ مه به یکدیگر متصل شدند.
💡 در این محور ارتشهای جناح چپ جبهه غربی نیز در تلاش بودند حرکت انبری مشابهی علیه ارتش دوم زرهی گودریان به اجرا بگذارند.
💡 لارو دارای کمی شباهت به بالغین است همچنین دارای یک اندام مخصوص شکار میباشد که در واقع آرواره تخصص یافتهاست و همانند یک انبر سریع برای گرفتن شکار به کار میرود. لارو شکارگر فعالی بوده و بسیاری از جانوران از ماهیهای کوچک و نوزاد قورباغه تا لارو دوبالان و… را شکار میکند.