لغت نامه دهخدا
انبردوانی. [ اَم ْ ب َ دُ ] ( اِخ ) ابوکامل احمدبن محمدبن علی... بصیری... فقیه حنفی. درگذشته به سال 449 هَ.ق. ( از معجم البلدان ).
انبردوانی. [ اَم ْ ب َ دُ ] ( اِخ ) ابوکامل احمدبن محمدبن علی... بصیری... فقیه حنفی. درگذشته به سال 449 هَ.ق. ( از معجم البلدان ).
ابو کامل احمد بن محمد بن علی ٠٠٠ بصیری ٠٠٠ فقیه حنفی در گذشته به سال ۴۴۹ ه٠ ق ٠ است ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میروی خرم و همراه تو دلهاست ولیکن گر بدین شیوه دوانی تو، بسی دل که نماند
💡 کردم گله زین چرخ سیه روی بداختر کز بهر دو قرصم به جهان چند دوانی
💡 در آرزوی تو عمری به سر دویدم و اکنون چو در سر آمدم آخر مرا به سر چه دوانی
💡 ای آب در سجودی بر روی و سر دوانی گفتا که از فسونش رفتار مار دارم
💡 واحدی گفت: نه، آقای دوانی ممکن است سخنی بگوید که خوشایند ما نباشد.