لغت نامه دهخدا
چلوچوب. [ چ َ / چ ُ ل َ / لُو ] ( اِ مرکب ) سیخ کباب را گویند. ( برهان ) ( آنندراج ). همان جلوچوب است. ( شرفنامه منیری ). سیخ کباب. ( ناظم الاطباء ). جلو. سیخ کباب چوبین. و رجوع به جلو و جلوچوب شود.
چلوچوب. [ چ َ / چ ُ ل َ / لُو ] ( اِ مرکب ) سیخ کباب را گویند. ( برهان ) ( آنندراج ). همان جلوچوب است. ( شرفنامه منیری ). سیخ کباب. ( ناظم الاطباء ). جلو. سیخ کباب چوبین. و رجوع به جلو و جلوچوب شود.
( اسم ) سیخ کباب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا در دهستان چلو قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۵۲ نفر (۳۶خانوار) بودهاست.
💡 وی گفت: کشف این آثار از محوطه چلو به مطالعه تعاملات فرهنگی بین ایران و آسیای میانه در اواخر هزاره سوم و اوایل هزاره دوم پیش از میلاد کمک شایانی خواهد کرد.
💡 این روستا در دهستان چلو قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۰۳ نفر (۱۳خانوار) بودهاست.
💡 کاوشگران ایتالیایی و فرانسوی چهار سال پیش با مطالعه بر روی تپه تاریخی چلو سنخواست، دیرینگی آن را بیش از پنج هزار سال تخمین زده بودند.
💡 «قسمتی از پلو یا چلو که در تهدیگ رنگ سرخ گیرد و برنجها بهم پیوسته میگردد. قسمت زیرین پلو و چلو که سرخ و سخت شده باشد. اگر تهدیگ حاوی مواد دیگری به جز برنج باشد به آن ته چین گفته میشود.»
💡 این روستا در دهستان چلو قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۰۹ نفر (۲۱خانوار) بودهاست.