لغت نامه دهخدا
ابوالاسد سلمی. [ اَ بُل ْ اَ س َ دِ ؟ ] ( اِخ ) رجوع به ابوالاشد سلمی شود.
ابوالاسد سلمی. [ اَ بُل ْ اَ س َ دِ ؟ ] ( اِخ ) رجوع به ابوالاشد سلمی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زمان زمان به دل و چشم خویش میگفتم ایا منازل سلمی و اَین سلماکی
💡 سفر گزیدم وبشکست عهد قربی را مگر به حله ببینم جمال سلمی را
💡 با باد صبا گر خبری هست بپرسید از منزل سلمی که سلامی نفرستاد
💡 نهفته داشت غبار غم فراق مرا به کاوش مژه جویان دیار سلمی را
💡 خماردار نیارد به حلق مینا دست فراق دیده نبوسد عذار سلمی را