لغت نامه دهخدا
مهناو. [ م َ ] ( اِمرکب ) یکی از درجات نیروی دریایی، برابر گروهبان.
مهناو. [ م َ ] ( اِمرکب ) یکی از درجات نیروی دریایی، برابر گروهبان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اریش تصمیم به پیوستن به نیروی دریایی امپراتوری آلمان گرفت. بر خلاف نیروی زمینی، نیروی دریایی تأکید زیادی بر اشرافی بودن سابقه نیروهای خود نداشت؛ بدین جهت ردر با خانوادهای از طبقه متوسط مشکلی در ورود به آن در ماه مارس سال ۱۸۹۴ پیدا نکرد. روز ۱ آوریل برای آغاز آموزش به کیل رفت. ردر با توانایی بدنی اندک و قدِ کوتاه حدود ۱۶۵ سانتیمتری، در ابتدا مورد بیاعتنایی افسران مافوق قرار میگرفت. با این حال با عملکردی قابل توجه به عنوان فرد نخست کلاس سال ۱۸۹۵ از این دوره فارغالتحصیل و به درجه مهناوی یکمی رسید. در این زمان گشتهای آموزشی را در دریای بالتیک و هند غربی و دوره مختلف مهارتی را گذراند. پاییز سال ۱۸۹۷ به عنوان افسر مخابرات به ناو اساماس زاکسن اختصاص یافت. با نشان دادن عملکردی مناسب، سپس افسر مخابرات نبردناو اساماس دویچلانت، ناو سرفرماندهی ناوگروه شرقی، شد. بدین شکل ردر جوان عضوی از ستاد شاهزاده هاینریش، فرمانده این ناوگروه و برادر قیصر ویلهلم دوم، بود.