گرگ ربائی

لغت نامه دهخدا

گرگ ربائی. [ گ ُ رُ ] ( حامص مرکب ) ربودن بسان گرگ. مانند گرگ حمله بردن. || مجازاً، غارت. تاراج: قبایل ترکان... از اطاعت و انقیاد او منخلع شده و تعرض می رسانیده و بر حواشی و مواشی او می زده و گرگ ربائی میکرده. ( جهانگشای جوینی ).

جمله سازی با گرگ ربائی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تو مخزن یاقوتی و تو معدن گوهر انصاف نباشد که کنی کاه ربائی

💡 گهی ز کاسهٔ بیچارگان، بری گیپا گهی ز سفرهٔ درماندگان، ربائی نان

💡 فلک که دارد از انجم هزار دیده روشن ز راه اوست به دامان دیده کحل ربائی

💡 رخ خویش اگر نمائی دل عالمی ربائی دو جهان بهم برآید ز نقاب اگر برآئی

💡 در آخر گر مرا اینجا نمائی غم از من بیشکی اینجا ربائی

💡 او با استفاده از ترفندهای مختلف و گرگ ربائی، توانست سرمایه بسیاری از مردم ساده‌دل را به راحتی از آن‌ها کلاهبرداری و سرقت کند.

💡 در دنیای تجارت، برخی افراد با نمایش موفقیت‌های دروغین و اعمال گرگ ربائی، سعی می‌کنند مشتریان را به خرید محصولات بی‌کیفیت ترغیب کنند.

💡 رفتار او در برخورد با همکارانش نشان از یک نوع گرگ ربائی پنهان داشت که باعث بی‌اعتمادی همه افراد نسبت به او شده بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران