گروگان بردن

لغت نامه دهخدا

گروگان بردن. [ گ ِ رَ / رُوب ُ دَ ] ( مص مرکب ) چیزی را به گرو همراه خود بردن. شخصی را بعنوان گروگان همراه خویش بردن:
بشد زنگه با نامور شهریار
گروگان ببرد از در شهریار.فردوسی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) شخصی یا چیزی را بعنوان گرو با خود بردن: بشد زنگه با نامور شهریار گروگان ببرد از در شهریار.

جمله سازی با گروگان بردن

💡 برابر اظهارات سمیر قنطار، در ماجرای به گروگان بردن دنی هاران، وی خود اصرار داشت که عینات را در بغل خود داشته باشد؛ چرا که می‌خواست با اتلاف وقت ما پلیس سر برسد. وقتی متوجه این مسئله شدیم وی را به همراه دختر ساکتش که در بغل وی بود از خانه بیرون بردیم.

💡 روز جمعه ۱۰ ژانویه بعد از ۴۸ ساعت تعقیب و گریز بین پلیس فرانسه و برادران کواشی، آنها در چاپخانه‌ای در شمال شرق پاریس پناه بردن و یک نفر را به گروگان گرفتن که با هجوم مأموران پلیس ضد تروریستی فرانسه به محل چاپخانه برادران کواشی، از پناهگاه خود خارج شده و به تبادل آتش با پلیس پرداختند، اما در نهایت هر دو برادر در این عملیات پلیس کشته شدند

💡 برابر اظهارات سمیر قنطار، در ماجرای به گروگان بردن دنی هاران، وی خود اصرار داشت که عینات را در بغل خود داشته باشد؛ چرا که می‌خواست با اتلاف وقت ما پلیس سر برسد. وقتی متوجه این مسئله شدیم وی را به همراه دختر ساکتش که در بغل وی بود از خانه بیرون بردیم.

دارک یعنی چه؟
دارک یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز