گره بان

لغت نامه دهخدا

گره بان. [ گ َرْ رِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان 3 بخش هرسینی شهرستان کرمانشاه، واقع در 27000گزی جنوب باختر هرسین و کنار رودخانه گاماسیاب. هوای آن سرد و معتدل و دارای 225 تن سکنه است. آب آنجا از رودخانه و چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات، حبوبات وتریاک و شغل اهالی زراعت، راه آن مالرو و مزرعه کله هو جزء این ده است. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).

جمله سازی با گره بان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در کونمکان نیست بجز دست تو دست بگشای گره ز کارم ای دست خدا

💡 گره بادر ماینهوف (قبل از اکران عمومی) به عنوان نمایندهٔ رسمی آلمان برای شرکت در ۸۱امین مراسم جایزه اسکار معرفی شد.

💡 نی را به گلو چو ناله گردیده گره ناچار به دیده افتدش راه نفس

💡 دل سودازده داغ تو به افسر ندهد رشته ما گره خویش به گوهر ندهد

💡 ریزم به باده خون جگر گره برم به کار بی روی بار باده به خون جگر خورم

💡 گفتا که به کار غیرهمت کردم یعنی که گره گشودم از کار صبا

قلقلک یعنی چه؟
قلقلک یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز