گرازه کشیدن
لغت نامه دهخدا
گرازه کشیدن. [ گ ُ زَ / زِ ک َ / ک ِ دَ] ( مص مرکب ) زبانه کشیدن. واَرزَدَن. شعله ور شدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) زبانه کشیدن شعله زدن.
جمله سازی با گرازه کشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گرازه چو بگشاد از باد دست به زین بر شد آن ترگ پولاد بست
💡 ز تخم گرازه صد و پنج گرد نگهبان ایشان هم او را سپرد
💡 گرازه به زه بر نهاده کمان بیامد بران کار بسته میان
💡 چو رهام و شیدوش بر پیش صف گرازه بکین برلب آورده کف
💡 سوی روم گستهم نوذر برفت سوی چین گرازه گرازید تفت