شیپور کشیدن
مترادفها
دمیدن، نواختن
لغت نامه دهخدا
شیپور کشیدن. [ ش َ / ش ِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) دمیدن در شپیور. شیپور زدن.
جمله سازی با شیپور کشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در صنعت شکلدهی به فلزات، به کشیدن قطعهای از فلز کارشده به شکل مورد نظر قرارکاری میگویند و این اصطلاح معمولاً به شیپوری کردن سر لوله برای اتصال به کوپلینگ رزوهدار اشاره دارد.
💡 در داستانهای افسانهای قدیمی، معمولاً با شیپور کشیدن توسط قهرمان داستان، شروع به کار یک جنگ بزرگ یا فراخوان برای جمع شدن سپاهیان میشد.
💡 صدای بلند ناشی از شیپور کشیدن در میان کوهستان، باعث شد که تمام اهالی دهکده متوجه شوند که اتفاق غیرمنتظرهای در مسیر جاده افتاده است.
💡 بسیاری از سنتهای باستانی در مراسمهای مختلف، شامل شیپور کشیدن برای اعلام شروع یک مراسم مقدس یا پایان یافتن یک دوره خاص از زندگی است.