کیک واشه
لغت نامه دهخدا
کیک واشه. [ ک َ / ک ِ ش َ / ش ِ ] ( اِ مرکب ) اسم فارسی حشیشةالبراغیث است، وصاحب تحفه گفته اسم طبری قسمی از دوقس است. ( فهرست مخزن الادویه ). کیک به فتح کاف معروف است و واش به زبان تبرستانی علف است، معنی ترکیبی آن یعنی علف کیک، چون آن را در خانه و لباس بریزند کیکان بگریزند. و به یونانی آن را دوقس نامند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
اسم فارسی حشیشه البراغیث است و صاحب تحفه گفته اسم طبری قسمی از دوقس است ٠ کیک به فتح کاف معروف است و واش به زبان تبرستانی علف است معنی ترکیبی آن یعنی علف کیک چون آن را در خانه و لباس بریزند کیکان بگریزند و به یونانی آن را دو قس نامند ٠
جمله سازی با کیک واشه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در پاریس، فرانسیس پیکایا، آرتور کراوان و ژاک واشه مکتب دادائی پاریس را بنیان گذاشتند.
💡 دِلیجه معمولی یا واشه نام گونهای پرنده است.