لغت نامه دهخدا
کهترپروری. [ ک ِ ت َ پ َرْ وَ ] ( حامص مرکب ) کهترنوازی. زیردست نوازی. بنده پروری. حالت و عمل کهترپرور. رجوع به کهترپرور شود.
کهترپروری. [ ک ِ ت َ پ َرْ وَ ] ( حامص مرکب ) کهترنوازی. زیردست نوازی. بنده پروری. حالت و عمل کهترپرور. رجوع به کهترپرور شود.
کهتر نوازی ٠ زیر دست نوازی ٠ بنده پروری ٠ حالت و عمل کهتر پرور ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بوی آن سیب زنخدان زنده دل دارد مرا ورنه عاشق پروری کفرست در آیین حسن
💡 تو سرو ناز چمن پروری و مسکین دل به خاک راه تو چون ما به سر دوید بیا
💡 صورت دیوار می سازد ترا تن پروری تکیه از غفلت به دیوار تن آسانی مکن
💡 بر زبان خنجرت روزی به طنازی برفت کاسمان چون من نیارد هیچ نصرت پروری
💡 ز فیض پروری ابر و لطف باد بهار ز بس که دم ز تقدس زند هوای چمن،
💡 و گر بر هر دو نیز آسیب خواهی از آن جان پروری زین مغز کاهی