لغت نامه دهخدا
کرک شدن. [ ک ُ ش ُ دَ ]( مص مرکب ) بصورت کرک درآمدن. || ژولیده شدن موی. ( فرهنگ فارسی معین ). گوریده شدن موی. || مست شدن و بازایستادن ماکیان از بیضه کردن.
کرک شدن. [ ک ُ ش ُ دَ ]( مص مرکب ) بصورت کرک درآمدن. || ژولیده شدن موی. ( فرهنگ فارسی معین ). گوریده شدن موی. || مست شدن و بازایستادن ماکیان از بیضه کردن.
( مصدر ) ۱ - بصورت کرک در آمدن. ۲ - ژولیده شدن ( موی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برگهای ساکورا برحسب نوع درخت ممکن است کرکدار یا بدون کرک باشند. گونههای دهگانهٔ ساکورا از نظر داشتن کرک به سه گروه تقسیم میشوند،
💡 دهستان کرک و نارتیچ، یکی از دهستانهای بخش بروات شهرستان بم در استان کرمان ایران است. مرکز این دهستان، روستای پشترود است.