کبوتر دوبامه

لغت نامه دهخدا

کبوتر دوبامه. [ ک َ ت َ رِ دُ م َ / م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کبوتری است که آشیانه معین نداشته باشد. ( آنندراج ). کبوتر دوبرجه. || کنایه از شخص هردری است که به یک جا ثبات و قرار نگیرد. ( آنندراج ). شخصی که به یک جا ثبات و قرار نگیرد. ( فرهنگ فارسی معین ):
جایی نمی روم ز در و بام این حرم
نی زان کبوتران دو رنگ دوبامه ام.سنجر کاشی ( از آنندراج ).|| زنی که بجز شوهر خود با دیگران رابطه دارد. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

کبوتری است که آشیانه معین نداشته باشد کنایه از شخص هر دری است که بیک جا ثبات و قرار نگیرد

جمله سازی با کبوتر دوبامه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کبوتری بدم از چنگ باز رسته، دریغ که چنگ باز به پای کبوتر آمد باز

💡 همای معدلتش سایه آنچنان افکند که باز دایگی بچه کبوتر کرد

💡 ور سوی‌کبوتر نگرد بخت بلندش شاهین به عنایت نگرد سوی‌ کبوتر

💡 به هر اقلیم که آوازه عدلت برسد باز را زهره نباشد که کبوتر گیرد

💡 روا دارد کسی با ناتوان زور؟ کبوتر دانه خواهد هرگز از مور؟

💡 بی مرغ کباب و می چون چشم کبوتر افروخته چون دیده ی زاغست دل ما

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز