لغت نامه دهخدا
چله بری. [ چ ِل ْ ل َ / ل ِ ب ُ ] ( حامص مرکب ) رجوع به چله بری کردن شود.
چله بری. [ چ ِل ْ ل َ / ل ِ ب ُ ] ( حامص مرکب ) رجوع به چله بری کردن شود.
عملی که در آن جام چهل کلید را پر آب می کنند و دعاهایی می خوانند و آن آب را بر سر زن نازا می ریزند.
۱ - عملی از قبیل عزایم. ۲ - ( در اصطلاح بانوان تهرانی ) بسیار آمدن و رفتن از روی چیزی مانند سفره و جام. گسترده.
چِلّه بُری
(چِلّه: صورت عامیانۀ «چهل»؛ بُری: بن مضارع «بریدن») عملی در باورهای خرافه آمیز زنان ایرانی، خواه برای گشودنِ بختِ دختران (← بخت گشایی)، خواه برای برطرف کردن طلسم و جادوی بدخواهانی که پنداشته می شود به دشمنی در کار بارداری زنی گرهی انداخته اند. هرگاه زنی باردار نشود، گویند «چلّه گیر شده» یا «چِلّه به او افتاده» است. شماری از اعمال چلّه بُری بدین گونه است: ۱. چلّه بری در حمام یهودیان، که زنِ نازا در حمام می نشست، چند سکه زیر پایش می گذاشت و چهل ساقۀ تره را ریزریز می کرد و در حمام می پاشید و پس از آن که به صورتش آبی می زد، از حمام بیرون می رفت و آبگیر، آن پول را برای خود برمی داشت؛ ۲. چلّه بری با هزارپا، که پس از فروبردن هزارپا در جام آبی، زن نازا در روز چهارشنبه، آن آب را بر سر خود می ریخت و با شوهر خود همبستر می شد؛ ۳. چلّه بری با آب مرده شوی خانه، که زن در حمام از آبی که مرده ای را با آن شسته اند بر سر خود می ریخت؛ ۴. سه بار از روی جنازه گذشتن؛ ۵. ۴۰ بار سورۀ یوسف را بر نخی تابیده بخواند، و در هر بار، گرهی بر آن بزند و سپس مرد را به بستن آن نخ به کمر خود وادارد. ۶. توسل به کلیساهای مسیحیان در رفع این طلسم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پسرم قبل از اين كه در اين راه بيفتد خيلى چاق و چله و سفيد بود.(44)
💡 در ایران قدیم طولانیترین روز سال را گرامی میداشتند و آن را روز چله تموز مینامیدند. که
💡 یک اَلفْ کلیدِ چله یا هزارن؟ سه چلْ سد و بیستْ، چه باقی بو به ته تن؟
💡 چو فتاد سایه تو سوی مفسدان مجرم همه جرمهای ایشان چله و نماز گردد
💡 از چله کجا گرم شودصوفی خود بین چون چله وی سردتر است از چله دی
💡 اما شب چله در کشورهای نیمکره جنوبی برخلاف نیمکره شمالی کوتاهترین شب سال است.