چشم سپید کردن
لغت نامه دهخدا
چشم سپید کردن. [ چ َ / چ ِ س َ / س ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) روشن کردن. ( آنندراج ). ظاهراً روشن کردن چشم:
از بخت تیره سرمه بینش طلب چو شمع
چشم طمع سپید بهر توتیا مکن.اسیر ( از آنندراج ).|| کور کردن چشم. رجوع به چشم سپید و چشم سپید شدن شود.
فرهنگ فارسی
روشن کردن ٠ ظاهرا روشن کردن چشم یا کور کردن چشم ٠
جمله سازی با چشم سپید کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روی آئینه را چو کرد سیاه گشت رنگ سپید رنگ سیاه