لغت نامه دهخدا
چرخ گوشت کوبی. [ چ َ خ ِ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) چرخ گوشت خردکنی. دستگاهی فلزی مخصوص کوبیدن و خرد کردن گوشت که در اغلب دکانهای قصابی و خانه ها مورد استفاده است. چرخ گوشت. ماشین گوشت کوبی. رجوع به چرخ گوشت و چرخ گوشت خردکنی شود.
چرخ گوشت کوبی. [ چ َ خ ِ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) چرخ گوشت خردکنی. دستگاهی فلزی مخصوص کوبیدن و خرد کردن گوشت که در اغلب دکانهای قصابی و خانه ها مورد استفاده است. چرخ گوشت. ماشین گوشت کوبی. رجوع به چرخ گوشت و چرخ گوشت خردکنی شود.
چرخ گوشت خرد کنی ٠ چرخ گوشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من چو ابرستم این سخن باران تو صدف باش گوشت ارنه کراست
💡 داد از تظلمی که به گوشت نمی رسد آه از توقعی که وجودش نمانده است
💡 جانا ز پی وصال چون گشت کنون آمیزش ما ز ناخن و گوشت فزون
💡 امـا (انـگـور) بـه عقيده بعضى از دانشمندان، يك داروخانه طبيعى است، از نظر خواصهـمـچـون شـير مادر است و دو برابر گوشت در بدن ايجاد حرارت مى كند، خون را تصفيهمـى كـنـد، سموم بدن را دفع مى نمايد، انواع ويتامين موجود در آن به انسان نيرو و توانمى بخشد.