لغت نامه دهخدا
چرب قامت. [ چ َ م َ ] ( ص مرکب ) کنایه از بلندقامت و خوش قد باشد. ( برهان ). چرب بالا. ( آنندراج ). خوش قد و قامت. ( ناظم الاطباء ). رجوع به چرب بالا شود.
چرب قامت. [ چ َ م َ ] ( ص مرکب ) کنایه از بلندقامت و خوش قد باشد. ( برهان ). چرب بالا. ( آنندراج ). خوش قد و قامت. ( ناظم الاطباء ). رجوع به چرب بالا شود.
( صفت ) بلند قامت خوش قد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای سرو سهی قامت وقت است که از بستان بخرامی و بنمایی بر سرو دلارایی
💡 سرو جان ما تویی اندر سرابستان خرام تا بیاساید ز شوق قامت تو جان ما
💡 میکشیدم قامت همچون خدنگش را به بر چون کمان من هم اگر سر خانهای میداشتم
💡 بطرف باغ هر آن سرو کز زمین برخاست بیاد قامت آن یار نازنین برخاست
💡 ای سهی قامت چو جولان آوری بر خاک من صد قیامت بر سرم زیر زمین خواهد گذشت