لغت نامه دهخدا
پیش دوزی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دوختن در روی جامه. مقابل پس دوزی کردن که دوختن کرانه های پارچه است در محل درزها از داخل.
پیش دوزی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دوختن در روی جامه. مقابل پس دوزی کردن که دوختن کرانه های پارچه است در محل درزها از داخل.
( مصدر ) دوخت در روی جامه مقابل پس دوزی کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خواهم که بدین سینهٔ چاکم دوزی شاید که زغمهای تو آسوده شود
💡 گشتم ز غم فراق دیبا دوزی چون سوزن و در سینهٔ سوزن سوزی
💡 مرا از وصل او گر، دیده دوزی چو من یارب بداغ دل بسوزی
💡 تیری ستماندوزی بر دیده من دوزی آخر چه جگرسوزی یارب چه دلارایی
💡 تو بنیزه همه جز سینه نمی دری تو بپیکان همه جز دیده نمی دوزی
💡 درزییی را از او بیاموزی تا چو او خاص جامهها دوزی