پسر رامی

لغت نامه دهخدا

پسر رامی. [ پ ِ س َ رِ ] ( اِخ ) قَصّار اُمّی. شاید یکی از این دو تصحیف دیگری است و آن نام شاعری است باستانی و از او ابیات ذیل در فرهنگ اسدی شاهد آمده است از جمله: در لفظ قُبا که نام شهری است:
پست نشسته تو در قبا و من اینجا
کرده ز غم چون رکوک بوق چو آهن ( ؟ ).
و در لفظ رکوک ( کرباس ) گوید:
بار ببسته ست در رکوک من اینجا
کرده رخم چون رکوک و بوق ( ؟ ) چو آهن.
در لغت کفا ( بمعنی سختی و رنج ) بیت ذیل بنام قصار امی بشاهد آمده است:
میر ابواحمد محمد خسرو ایران زمین
آنکه شاد است او و دور است از همه رنج و کفا.

فرهنگ فارسی

یا قصار امی نام شاعری باستانی

جمله سازی با پسر رامی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کنون تو همچو آبی من چو آتش تو بس رامی و من بس تند و سرکش

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز