لغت نامه دهخدا
پری نیا.[ پْری / پ ِ ] ( فرانسوی، اِ ) پرنده ای از تیره گنجشکان دانتی رستر از خانواده لوسی نیده که در آسیای شرقی و گنگبار ( بحرالجزائرهای ) این حدود منتشرند.
پری نیا.[ پْری / پ ِ ] ( فرانسوی، اِ ) پرنده ای از تیره گنجشکان دانتی رستر از خانواده لوسی نیده که در آسیای شرقی و گنگبار ( بحرالجزائرهای ) این حدود منتشرند.
جنسی از طیور پاسرو دانتی رستر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناگاه پری رخی بمن برگذرد برگردم از این حدیث و بیگانه شوم
💡 جهانجو به دشنام لب برگشاد بگفتا که چون تو پری رو مباد
💡 در لباس هر چه بینی آن پری رورو نمود نیست عالم غیر مرآت جمال یار ما
💡 همان رستن سام از زیر بند همان از پریزاد و افسون و بند
💡 ز همت دانهای در دام کردی بدین افسون پری را رام کردی
💡 در راه آرزو، اثر نامیدیام گوید که آن پری ز تو پنهان گذشت و رفت