وکیل تراش

لغت نامه دهخدا

وکیل تراش. [ وَ ت َ ] ( نف مرکب ) وکیل تراشنده. که در انتخاب وکلای مجلس دستی دارد و مؤثر باشد.

فرهنگ فارسی

(صفت ) کسی که در انتخاب وکلای محلس دست دارد.
وکیل تراشنده که در انتخاب وکلای مجلس دستی دارد و موثر باشد

جمله سازی با وکیل تراش

💡 قاضی بود خدای و رسولش بود وکیل زندان معین است و عدو را بود مقام

💡 دهستان وکیل‌آباد، یکی از دهستان‌های بخش مرکزی شهرستان ارزوئیه در استان کرمان ایران است. مرکز این دهستان، روستای وکیل‌آباد است.

💡 ماده ۶۶۶-هر گاه از تقصیر وکیل خسارتی به موکل متوجه شود که عرفاً وکیل مسبب آن محسوب می‌گردد مسئول خواهد بود.

💡 همتش در راستی‌ گویی دلیل است از قضا قدرتش در چیرگی‌ گویی وکیل است از قدر

💡 یا آن کیست که وکیل در ایشان باشد تا کار ایشان بسازد؟ یعنی که هیچ کس نباشد وَ الْأَمْرُ یَوْمَئِذٍ لِلَّهِ.

💡 هرکس که کنی وکیل گر جنس تو نیست بیچون و چرا بدان که آلت شده‌ای

تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز