لغت نامه دهخدا
هنگ ژاله. [ هََ گ َ ل َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش رزاب شهرستان سنندج. دارای 160 تن سکنه، آب آن از رودخانه های برده سفید، کوره دره و چشمه و محصول عمده اش غله، لبنیات، توتون و گردو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
هنگ ژاله. [ هََ گ َ ل َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش رزاب شهرستان سنندج. دارای 160 تن سکنه، آب آن از رودخانه های برده سفید، کوره دره و چشمه و محصول عمده اش غله، لبنیات، توتون و گردو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شهنشه دلش آمد از غم به درد دو گلگونه از اشک پر ژاله کرد
💡 سندان به جای ژاله همی بارد از هوا پیکان به جای لاله همی روید از مدر
💡 فشاند بر چمن ژاله دماند از دمن لاله چنان از دلکشد نالهکه سعد از فرقت اسما
💡 بهار شد، چه بجا خشک مانده ای ای ابر؟ سزای شیشه تقوی به سنگ ژاله بده
💡 این موتیف در شعر زنان دیگر چون ژاله قائممقامی و پروین اعتصامی هم دیده میشود.
💡 ترحم است به مجنون من که می شکند خمار سنگ ملامت به ژاله در صحرا