لغت نامه دهخدا
هفت نژاد فلک. [ هََ ن ِ دِ ف َ ل َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) به معنی هفت مشعله است که کنایه از سبعه سیاره باشد یعنی هفت کوکب. ( برهان ).
هفت نژاد فلک. [ هََ ن ِ دِ ف َ ل َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) به معنی هفت مشعله است که کنایه از سبعه سیاره باشد یعنی هفت کوکب. ( برهان ).
بمعنی هفت مشعله است که کنایه از سبعه سیاره باشد یعنی هفت کوکب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که آن بدگهر، شاه را دشمن است نژاد و نیای وی آهرمن است
💡 نباید که با این نژاد و گهر بدین شیرمردی و چندین هنر
💡 که بود اندر آن دشت بنگاهشان نژاد اسد خواند آگاهشان
💡 من از نسل مهراج دارم نژاد چه مهراج شاهی ز مادر بزاد
💡 چنین گفت با رستم زال زر که پنهان نماند نژاد و گهر