نیک منشی

لغت نامه دهخدا

نیک منشی. [ م َ ن ِ ] ( حامص مرکب ) نیک منش بودن. رجوع به نیک منش و نیکومنش شود.

فرهنگ فارسی

۱ - دارای منشی نیکو بودن نیک اندیشی. ۲ - خوش ذاتی.

جمله سازی با نیک منشی

💡 منشی هجران نوشت بهر هلاکم نشان مهر زد از داغ دل صاحب دیوان عشق

💡 بر سر قسمت تیغ و قلم آید چو قضا منشی ظلم ترا خامه فولاد رسد

💡 خامه منشی دیوان سعادت مدتی در مدد کاری من میکرد سعی سرسری

💡 تیر کو منشی دیوان سپهرست بُود بنده ی خطّت و سر بر خط فرمان بنده

💡 تو گوئی منشی دیوان تقدیر مرا این در ازل بر سر نوشتست

مدیون یعنی چه؟
مدیون یعنی چه؟
محور یعنی چه؟
محور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز