لغت نامه دهخدا
نیک روشی. [ رَ وِ ] ( حامص مرکب ) نیک روش بودن.
نیک روشی. [ رَ وِ ] ( حامص مرکب ) نیک روش بودن.
خوش رفتاری نیکو کرداری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مریدِ عشقم و الّا به حکمِ اونروم که می نماید ازین خوب تر به من روشی
💡 کار مژگان سیه مست تو شد کج روشی هر که برخاست ز میخانه چنین برخیزد
💡 هرکسی را روشی باشد و رویی و رهی راه و روی و روش ما به درِ اهلِ صفاست
💡 صفتی است حسن او را که به وهم در نیاید روشی است عشق او را که به گفت بر نیاید
💡 ملکا و پادشاها روشی کرامتم کن که بدان روش بگردم ز بدی و بدگمانی
💡 به صغیر آنچه رواخواه شوی حکم تراست ز وفا یا ز جفا هر روشی بگزینی