نکو فطرت
مترادفها
پاکنهاد، پاکطینت، خوشذات
متضادها
بد فطرت
لغت نامه دهخدا
نکوفطرت. [ ن ِ ف ِ رَ ] ( ص مرکب ) نکوطینت. نکوجبلت. خوش سرشت.
فرهنگ فارسی
نکو طینت. نکو جبلت. خوش سرشت.
جمله سازی با نکو فطرت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كثرت نسل بشر نبود مگر در ازدواج فطرت آدم چو بوده از ازل بر ازدواج
💡 ای به عالم بیهمال از فطرت و اصل و گهر وی به گیتی بیمثال از فکرت و فهم و فطن
💡 جنون فطرتی در رقص دارد نبض امکان را همه گر پا به گردش آوری بیسر نمیباشد
💡 همه حضّار خنديدند غير از خود ايشان كه با چهره اى جدّى فرمود: جوانان با هم فرقىندارند همه در داشتن فطرت مشترك هستند. آنچه باعث هدايت جوانهاى آلمان است، باعث هدايتجوانان كاشان نيز هست.
💡 فاقم وجهك للدين حنيفا فطرت الله التى فطر الناس عليها لاتبديل لخلق الله ذلك الدين القيم و لكن اءكثر الناس لا يعلمون(30)
💡 مهر رویت گر دم از صبح بناگوشت زند فطرت خورشید را در طبع کافور افکند