لغت نامه دهخدا
نوبت نواز. [ ن َ / نُو ب َ ن َ ] ( نف مرکب ) آنکه طبل و نوبت می نوازد. نقاره چی. ( ناظم الاطباء ). نوبت زن.
نوبت نواز. [ ن َ / نُو ب َ ن َ ] ( نف مرکب ) آنکه طبل و نوبت می نوازد. نقاره چی. ( ناظم الاطباء ). نوبت زن.
آنکه طبل و نوبت می نوازد ٠ نقاره چی ٠ نوبت زن ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 388 گريه زينب بر بالين پدر زينب (س ) حدود سى و پنج سال داشت كه نوبت داغ پدر، فرا رسيد.
💡 بهر چشمی که می خواهی بلطف و قهر یک نوبت نظر کن سوی من گرچه ز درویشان غنا داری
💡 سازمان ملل متحد تاکنون در ۵ نوبت، نام رسمی و تغییرناپذیر آبراه جنوبی ایران را «خلیج فارس» اعلام کردهاست.
💡 پرده بر انداخت ز رخ یار نهان گشتهٔ ما نوبت اقبال برد بخت جوان گشتهٔ ما
💡 می فروهل زکفای ترک و به یکسو نه چنگ جامهٔ جنگ فروپوش که شد نوبت جنگ