نفط اندود

لغت نامه دهخدا

نفطاندود. [ ن َ اَ ] ( ن مف مرکب ) نفت اندود. رجوع به نفت اندود شود: کبوتران نفطاندود را بگذاشتند. ( تاریخ بیهقی ص 450 ).

فرهنگ فارسی

نفت اندود.

جمله سازی با نفط اندود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تا نهد شاهد روز از جهت سیر جهان هر سحر بر جمل چرخ زر اندود کلک

💡 حصارهایی با ستونهای سنگی و اندود گچ و کرکری‌هایی بین آن‌ها

💡 چو شب تاریک شد چون جان بد مهر تو گفتی دود و قیر اندود بر چهر

💡 عشق تو بر هر چه آن موجود بود آن ز وصف حق زر اندود بود

💡 اشک کواکب نگر چرخ غم اندود را گریه فراوان بود خانهٔ پر دود را

💡 چو بر درگاه شه تاج سرم سود زمین تا آسمان صد سجده اندود

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران