لغت نامه دهخدا
نصیحت گزار. [ ن َ ح َ گ ُ ] ( نف مرکب ) نصیحت گر. ناصح. اندرزدهنده. رجوع به نصیحت گذار شود.
نصیحت گزار. [ ن َ ح َ گ ُ ] ( نف مرکب ) نصیحت گر. ناصح. اندرزدهنده. رجوع به نصیحت گذار شود.
نصیحت گر. ناصح. اندرز دهنده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرا نصیحت واعظ چگونه درگیرد که وعظ او همه اظهار فضل خویشتن است
💡 مر تورا دولت بیدار نصیحتگر باد تا تو را در همه کاری دل هشیار بود
💡 دل میازار و دل به دست آور گوش کن این نصیحت از یاری
💡 به نصیحت نکو نمیگردی کار من نیست چوب بد مردی
💡 همان به کاین نصیحت یاد گیریم که پیش از مرگ یک نوبت بمیریم