نرخ مقطوع
مترادفها
قیمت ثابت، قیمت تعیینشده
متضادها
متغیر، شناور
فرهنگستان زبان و ادب
{fixed rate} [گردشگری و جهانگردی] قیمت ثابت و غیرقابل تغییر کالا یا خدمات در دوره ای معین متـ. قیمت مقطوع fixed price 2
ویکی واژه
قیمت ثابت و غیرقابلتغییر کالا یا خدمات در دورهای معین
جمله سازی با نرخ مقطوع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ضمير در (فعلتها) به كلمه (فعلة ) - كه در آيه قبلى بود - برمى گردد وظاهرا كلمه (اذا) مقطوع از جواب و جزاء است، و - بطورى كه گفته اند - معناى(حينئذ - در اين هنگام ) را مى رساند و كلمه (عبدت ) از تعبيد است و تعبيد و اعبادبه معناى بنده گرفتن است.
💡 يـعنى مؤ منين اجرى غير مقطوع و دائمى دارند، همچنان كه بعضى از مفسرين (ممنون ) راايـن طـور مـعنا كرده اند. و بعضى ديگر آن را به غير معدود معنا كرده اند، همان معنايى كهآيه (يرزقون فيها بغير حساب ) نيز بدان اشاره مى كند.
💡 O بعضى اصحاب از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله درخواست كردند كه خود را مقطوع النسل و اَخته نمايند تا ديگر تمايلى به همسر نداشته باشند و يكسره در خدمت اسلام باشند، حضرت آنان را از اين كار زشت باز داشت.
💡 آقامحمدخان، اردوهای خود را نه همچون مهمان شاهرخشاه، بلکه بنابر حق سلطنت در کاخ شاهی برپا کرد. این همان کاخی بود که نادرشاه و عادلشاه در آن سکنی گزیده بودند. وقتی هم که شاه قاجار، کودکی خرد بود به همین کاخ گروگان آورده شده بود و به دستور عادلشاه، مقطوع النسل گردیده بود.