فرهنگستان زبان و ادب
فزونی قیمت مبدأ
{supplement for place of departure} [گردشگری و جهانگردی] زیاد بودن قیمت پایۀ سفر با توجه به تغییر در مبدأ حرکت مسافر
فزونی قیمت مبدأ
{supplement for place of departure} [گردشگری و جهانگردی] زیاد بودن قیمت پایۀ سفر با توجه به تغییر در مبدأ حرکت مسافر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاهی ز نسبتی که بعالم نبود و نیست در نسبتش فزونی و در شاهیش گمان
💡 ولی دریغ که بر من ز شاعری نرسید مگر فزونی خصم و تطاول اعدا
💡 احتمال فزونی است. در منابع نجومی، از تعریف زیر که توسط پیبلز ارائه شدهاست، استفاده میشود.
💡 تمام این سپاهیان فریاد جنگی برآورده و با شدت به طرف مقدونیها حمله کردند و از جهت فزونی عده مقدونیها را در فشار گذاردند..
💡 مریز آب رخ سعی جز به قدر ضرور که سیم و زر ز فزونی ودیعت خاک است
💡 اوچیکواشی به ویژه در اواخر دوره ادو (باکوماتسو) که قیمتها به شدت افزایش یافت، رو به فزونی گذاشت.